الفيض الكاشاني

747

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

حجابش ما و من باشد چو نشناسد « 1 » من و ما را * شناسد گر من و ما را به گرد ما و من گردد بود حبّ وطن ايمان « 2 » وطن جان را بود جانان * وطن را گر شناسد جان به قربان وطن گردد ز ياران فيض مىخواهد جوابى چون غزل گويد * دهن گرد سخن گردد سخن گرد دهن گردد ( 297 ) جهان را بهر انسان آفريدند * در انسان « 3 » سرّ پنهان آفريدند به انسان مىتوان ديدن جهان را * از آن در چشم انسان آفريدند چو انسان بود روح آفرينش * ز روح اللّه درو جان « 4 » آفريدند بيا جان در ره جانان فشانيم * كه جان را بهر جانان آفريدند فرونايد مگر بر درگه دوست * سرم را خوش به سامان آفريدند دلم از درد بىدرمان سرشتند * ز دردش باز درمان آفريدند دل هر ذره‌اى « 5 » يا حى سر آيد * جهان را ز آب حيوان آفريدند براى يك گل خودرو هزاران * هزاران در هزاران آفريدند چو خوان آراستند از بهر عشّاق * غذا از بهر خوبان آفريدند نمكدان از دهان ، شكّر ز لبها * مى و ساغر ز چشمان آفريدند نكويان را دل آسوده دادند * دل ما را پريشان آفريدند دل عشّاق را از شيشه كردند * دل خوبان ز سندان آفريدند دل زهّاد را از گِل سرشتند * گل عشّاق از جان آفريدند به پاداش سجود اهل طاعت * بهشت و حور و غلمان آفريدند جزاى سركشان از معدن « 6 » قهر * جحيم و دود و نيران « 7 » آفريدند

--> ( 1 ) - چ ش ، چ پ : بشناسد . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : حبّ وطن ز ايمان . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : در ايشان . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : ز روح اللّه در جان . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : دلم هر لحظه‌اى . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : معدل . ( 7 ) - چ پ ، چ ش : دود نيران .